الشيخ رسول جعفريان

980

رسائل حجابيه (فارسى)

الغرض از تجمّع زن و مرد * زايد آن‌ها كه وصف نتوان كرد زن اگر بهره‌اش از زيبايى است * لاجرم منظر تماشايى است خاصه چون مقتضاى رفع حجاب * سرخ كردن دو رخ به غازهء ناب در معابر گشاده‌رو چون ماه * بر بناگوش هشته زلف سياه ساق‌ها را چو ساعد سيمين * كرده بيرون ز جامهء رنگين او به راهى روان به جلوهء ماه * از پىاش خلقى اوفتاده به راه مرد هم هرچه پارسا باشد * صبرش از اين زنان كجا باشد گرچه زن چو ملك تواند بود * نتواند ز چشم بد آسود خاصّه با اين گروه مكرآموز * وين هوس‌پيشه‌گان عفّت سوز كارشان راه خدعه پيمودن * دام ناموس اين و آن بودن آن‌كه گويد حجاب واجب نيست * آگه از اين همه معايب نيست يا ز بس ديوسان شَبَق‌طلب است * دايم از اين نهيق در شَغَب است خواهد از جان خرابى زن و مرد * تا كند آنچه مىتواند كرد گويد آمد حجاب صورت و سر * مانع اكتساب علم و هنر غافل از اين‌كه ستر و پوشش زن * نيست هرگز حجاب دانش و فن زن اگر در نقاب باشد نيز * نبود علم را از او پرهيز وانگهى بهر بانوان نكو * چيست علمى به از نهفتن رو بهترين علم زن نجابت اوست * وين قبا دوخته به قامت اوست علم زن چيست حاصل آوردن * پس از آنش به لطف پروردن خانه را رشك بوستان كردن * آنچه شايسته است آن كردن روز و شب در پى محبّت شوى * ايستادن ز جان به خدمت شوى شرط خدمت به جاى آوردن * شوى را مهربان به خود كردن اين همه خود بس آنچه شايدشان * علم از اين پيش‌تر چه بايدشان آن‌كه نه طاق آسمان پرداخت * هر كه را از براى كارى ساخت مرد را گفت دانش‌آموزى * تا كند كسب روزى هر روزى و آنچه جمع آورد ز نيروى خويش * بازآرد به نزد بانوى خويش گفت زن را كه تا به خانه درون * كار آنجا كند نه كار برون بهر هريك وظيفه تعيين كرد * كار آن را نه در خور اين كرد آرى آن‌سان كه نقش اين دو سواست * كار زن هم ز كار مرد جداست اين همه كاختلاف در صور است * همچنان اختلاف در سير است